سيد محمد باقر شفتي

299

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

أرض يا نه ، چنانچه مقتضاى قول بعضى از علماى عامه است كه تجويز نموده در سجدهء ثانيه صلاة به نقل كردن جبهه به موضع أخفض از موضع اول يا خير ، اين قدر كفايت نمىكند بلكه لابد است از رفع جبهه از أرض و سجود بعد از آن ظاهر بلكه مقطوع به اين است كه رفع متعين است و اكتفا به ابقاى جبهه به جر آن اگر چه به موضع أخفض بوده باشد نمىتوان نمود و اشكالى در اين نيست . كلامى كه در اين مقام هست اين است كه آيا مجرد رفع جبهه از أرض كفايت مىكند اگر چه به مقدار قليلى بوده باشد ، يا لا بد است از انتصاب ، يا نه اين است و نه آن ، بلكه معتبر رفع رأس است قدر معتدا به اگر چه به حد انتصاب نرسد ؟ وجه اجتزاء به مطلق رفع آن است كه سجده عبارت از وضع جبهه است به أرض و انحناء مطلوبيت بالاصاله ندارد ، بلكه مطلوبيت آن به جهت توصل به وضع جبهه است ، پس مطلوبيت آن در صورت حاجت به آن است و در صورتى كه جبهه را قليلى از أرض مرتفع نمود انحناى معهود محتاج اليه نيست تا مستقيم شود به جهت تحصيل آن ، پس اجتزاء به مطلق رفع جبهه از أرض مىتوان نمود . و وجه رعايت انتصاب آن است كه اوامر متوجه به سجود منصرف مىشود به حالت معهوده در غالب اشخاص ، و اين حالت انتصاب است ، پس در صورت عدم حصول انتصاب انتصاب لازم خواهد بود ، لكن دعوى غلبه در اين باب ممنوع است ، بلكه حالت غالب نسبت به قراء اگر خلاف انتصاب نبوده باشد في ادعاى غلبهء انتصاب نمىتوان نمود ، نظر به اين كه معيار در حالت قرائت انحناى الجمله هست ، بر فرض غمض عين از ادعاى غلبه دعوى غلبهء انتصاب نمىتوان نمود . بنا بر اين مختار احتمال ثالث خواهد بود ، مترتب بر اين مىشود كه هرگاه